به بهانه‌ی یک موسیقی خوب: فاجعه‌ی کلمبیا، اخلاق و قانون

قبلن هم در ستایش ساند کلاود نوشته بودم. از سه چهار سال پیش که پیداش کردم، گوش‌های‌م را به‌ش سپرده‌ام. _البته هرجا که اینترنت مفت در دسترس‌م بوده.

توی یک روز معمولی، یک آهنگ خوب را سرچ می‌کنم؛ پلی می‌کنم؛ مرورگر را مینیمایز می‌کنم و اجازه می‌دهم ساند کلاود خودش توالی موسیقی‌های بعدی را تعیین کند. و چه خوب این کار را می‌کند. یکی از آهنگ‌ها متوقف‌م می‌کند. چندبار گوش‌ش می‌دهم. از لذت‌ شنیدن‌ش کاسته نمی‌شود که نمی‌شود. خودش است. از همان‌ها که چند صد بار می‌توان شنید.

.

مکالمات مرموز اول آهنگ مجاب‌م می‌کند که اسم موسیقی را سرچ کنم. گویا صدای مکالمه‌ی فضانوردانِ شاتل فضایی کلمبیاست؛ فاجعه‌ی کلمبیا. فیلم کوتاه زیر 7 سرنشین این شاتل را نشان می‌دهد؛ درست چند لحظه قبل از مرگ شاعرانه‌شان.

 .

16 روز قبل و هنگام صعود شاتل فضایی، قطعه‌ای از محفظه‌ی سوخت بیرونی کنده می‌شود و به بال شاتل برخورد می‌کند. این برخورد، به بال شاتل آسیب می‌رساند. اما این آسیب تا لحظه‌ی بازگشت و عبور از جو زمین، مشکل خاصی ایجاد نمی‌کند.

گویا ناسا از این آسیب اطلاع دارد و می‌داند که در مسیر بازگشت، حرارت ایجاد شده‌ی ناشی از عبور از جو، ممکن است فضاپیما را متلاشی کند. با این وجود مرکز فرماندهی عملیات این موضوع را با فضانوردان در میان نمی‌گذارد. چرا که بیم آن می‌رود که فضانوردان از ترس جان‌شان، بالای جو زمین بمانند. البته در این سناریو سرنوشت تلخ‌تری در انتظار آنان است؛ مرگ طولانی مدت و جانکاه، بر اثر کمبود اکسیژن. اما احتمالن خوی انسانی‌شان حاضر است به بهای چند روز زندگی بیش‌تر، این مرگ دردناک را به جان بخرد.

The STS-107 crew includes, from the left, Mission Specialist David Brown, Commander Rick Husband, Mission Specialists Laurel Clark, Kalpana Chawla and Michael Anderson, Pilot William McCool and Payload Specialist Ilan Ramon. (NASA photo)

اخلاق، به زعم من، یکی از پیچیده‌ترین و متعالی‌ترین تولیدات بشر است. البته به نظرم می‌توان در جمله‌ی قبل کلمه‌ی اخلاق را با کلمه‌ی جامع‌ترِ قانون عوض کرد.

قانون، قرار است تصمیم فرد یا گروه‌ _در شرایط اضطرار و مواقعی که توانایی تصمیم‌گیری عقلایی را ندارد_ را جهت‌دهی کند. این یعنی این‌که انسان در طول همین چند میلیون سال حیات کوتاه مدت خود، به خوبی متوجه شده که در موقعیت‌ها و شرایط متعددی، توانایی تصمیم‌گیری درست را ندارد. او نه تنها نمی‌تواند خیر جمعی را در نظر بگیرد، که فراتر از آن، در موارد بسیاری حتا نمی‌تواند منفعت شخصی خودش را به خوبی تشخیص دهد. شاید اگر هرکدام از افرادِ توی اتاق کنترل، سوار بر کلمبیا بودند، تصمیم دیگری می‌گرفتند. اما آسودگی خاطر (در مقایسه با کسی که باید برای جان خودش تصمیم بگیرد.)، به آنان اجازه داد تا یک تصمیم درست، عاقلانه و اخلاقی بگیرند.


پی‌نوشت1: اسم آهنگ Taijin Kyofusho از گروه The Evpatoria Report است. با کمی جست‌وجو متوجه شدم که تایجین کیوفوشو، نوعی سندروم روانی‌ست. گویا ریشه‌ی این کلمه‌ ژاپنی‌ست. و معرف نوعی تشویش روانی در اجتماع است. البته من نتوانستم ارتباطی بین این بیماری و فاجعه‌ی کلمبیا بیابم.

پی‌نوشت2: اعتراف می‌کنم که تمام آن چیزی که در مورد فاجعه‌ی کلمبیا، این آهنگ و بیماری کیوفوشو می‌دانم، محدود به همین‌هاست. اگر شما اطلاعات دقیق‌تری دارید، لطفن با من هم به اشتراک بگذارید.

 

7+

4 thoughts on “به بهانه‌ی یک موسیقی خوب: فاجعه‌ی کلمبیا، اخلاق و قانون

  1. سلام
    چطوری؟
    من برام خیلی جالب بود این گروه.
    نمی‎دونم چقدر یافته‌هام درسته ولی چون هیجان‎زده‌ام در موردش گپ بزنم واسه همین تا الان نخوابیدم که همین امشب بنویسم.
    خب اینطور که فهمیدم منطقه‎ای که این گروه توش هست یه سری اطّلاعات رو به فضا می‌فرستند بلکه موجودات فضایی دریافت کنند و پاسخ بدند.
    این آهنگ‌ها هم فرستاده میشه ظاهراً، کلاً این گروه موسیقیشون تحت تاثیر فضا و مسائل مربوط به آن هست. و کلاً هم بیکلام کار می‎کنند به سایتشون سر بزنی آهنگ‌ها مجانی هستند.
    در مورد Taijin kyofusho هم اینطور که متوجه شدم یه جور فوبیا هستش که به مردم آسیب برسونی و به خاطر همین مردم گریز بشی.
    اسم ترک برای من این الهام بخش بود که چطور گاهی میشه نمی‌خوای به کسی ضربه بزنی ولی راه بهتری هم پیدا نمی‌کنی و دلت میخواد تو اینجور موقع‎ها اصلاً نمیبودی و دور از همه اینا باشی.
    منظور همون صلاح دید ناسا که بهشون اطّلاع نده چی ممکنه در انتظارشون باشه.

    • خیلی ممنون امیرحسین. چه خوب شد که این کامنت، پیوست این پست شد. تفسیرت در مورد اسم آهنگ، خیلی دوست داشتنی بود. بازم متشکرم.

  2. جالب بود.دو راهی عی که از دور شاهدش باشی.در لحظه یا کم کم…
    موسیقیش هم که پرواز و اوج گیری و فرار از واقعیت رو در ذهنم تداعی میکنه.مخصوصا آخر موسیقی که کم کم صدای از کار افتادن پره ها به گوش میرسه حس حسرت رو زنده میکنه.

    • آره دقیقن. و البته صدای سکوتی که اوایل موسیقی شنیده میشه وقتی که اتاق فرمان همش تکرار میکنه: کلمبیا هیستون… کام چک…

دیدگاه‌تان را بنویسید: